السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
416
تفسير الميزان ( فارسي )
هر دو قسم تقسيم را ذكر كرده و در حق آنان رعايت انصاف را نموده باشد ، اين دو احتمال در ضميرهاى جمع « يقولون » و * ( « هُمْ يَعْلَمُونَ » ) * نيز مىآيد ، هم احتمال دارد كه ضميرهاى مذكور به همه اهل كتاب برگردد و هم احتمال دارد فقط به كسانى برگردد كه اگر در يك دينار امين قرار گيرند خيانت مىكنند و بنا به احتمال دوم نيز ، هم احتمال دارد ضمير در « علينا » به همه اهل كتاب برگردد و هم اينكه بخصوص خيانتكاران كه با اختلاف محتملات معناى آيه نيز مختلف مىشود ، چيزى كه هست همه محتملات درست است و اين با خواننده محترم است كه در آيه دقت بيشترى كند . * ( « وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ » ) * اين جمله ، ادعاى يهود را - مبنى بر اينكه : اميين هيچگونه حق اعتراضى بر آنان ندارند - ابطال مىكند و دلالت مىكند بر اينكه يهوديان اين ادعاى خود را به وحى الهى نسبت مىدادند و بطورى كه در سابق هم گفتيم آن را يك حكم دينى كه از ناحيه خدا تشريع شده ، مىدانستند . * ( « بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِه وَاتَّقى فَإِنَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ » ) * اين آيه شريفه ، كلام يهود را رد نموده و آنچه را كه با كلام خود * ( « لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ » ) * نفى مىكردند را اثبات مىكند ، آنها مىگفتند : « اميين تسلطى بر ما ندارند » ، آيه مورد بحث مىفرمايد خير ، شما امتيازى بر اميين نداريد و تقدم و تسلط حق هر كسى است كه تقوا داشته باشد ، و كلمه « اوفى » فعل ماضى از مصدر باب افعال يعنى « ايفاء » است و ايفاى عهد به معناى تتميم آن و حفظ آن از بهانه و نقص است « و توفيه » كه مصدر باب تفعيل است به معناى بذل و بخشش بطور كامل و وافى است و « استيفاء » كه مصدر باب استفعال است به معناى گرفتن بطور كامل و وافى است . و مراد از عهد خدا - بطورى كه آيه بعدى مىفرمايد : * ( « إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّه . . . » ) * آن پيمانى است كه خداى عز و جل از بندگان خود گرفته است كه عبارت است از : « تنها او را بپرستند و به او ايمان آورند » و يا مراد از آن ، مطلق عهد است كه عهد خدا هم يكى از مصاديق آن است . و جمله : * ( « فَإِنَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ » ) * از قبيل به كار بردن كبرى در جاى صغرى ، به منظور كوتاه گويى است . ( خواننده عزيز توجه داشته باشد كه اين دو كلمه از اصطلاحات علم منطق است ، علمى كه در تعريفش گفتهاند : آلتى است قانونى كه مراعات آن ذهن را از خطاى در فكر حفظ